ميرزا شمس بخارايى

154

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

در گرفت . به واسطهء عدم استعداد و ادوات جنگى ، شكست بر مسلمانها رسيده ، بسيارى را اهل چين كشتند و بقية السيف چه فرار كرده چه سر اطاعت به فود ، سردار چين سپردند . برنيد و خوسجان كه دو برادر و رئيس مسلمانها بودند به جانب بدخشان فرار نموده در آنجا ماندند . فود سپهدار چين ، كس نزد سلطانشاه فرستاده آن دو برادر را از طرف پادشاه چين از وى خواست . چون برنيد و خوسجان از كيفيّت آگاهى يافتند ، هر دو تن به كوههاى « كونچوك » فرار كرده . سلطانشاه كس به تعاقب و دستگيرى آن دو برادر فرستاد . خوسجان را به دست نياورده ولى برنيد را گرفتار كرده به نزد سلطانشاه حاضر آوردند ؛ امّا سلطانشاه اگر چه اراده داشت كه برنيد را به سفير و فرستادهء فود ، سپهدار چين بسپارد . امّا از شورش مسلمانها بيم نموده ، فرستاده را بىنيل مقصود بازگردانيد . و از آن طرف خوسجان دوباره جمعى را به دور خود جمع كرده ، شهرها و قصبات حوالى رودخانهء « بدسينا » را تاخت و تاز مىكرد . لشكر سلطانشاه به تعاقب او رفته ، وى را دستگير كرده به نزد سلطانشاهش آوردند و هر دو برادر را سلطانشاه در « چايحاب » محبوس داشت . ولى چون فرستادهء فود سپهسالار چين به نزد فود رسيد و او را از خلاف سلطانشاه آگاهى داد ، فود با همان لشكر به طرف بدخشان رسيد و چون به « واخان » رسيد ، دوباره كس نزد سلطانشاه فرستاد ، برنيد و خوسجان را به تأكيد از وى بخواست و خود هم از عقب فرستاده حركت كرده تا به شهر مذكور رسيد و بدخشان را حصار داد . سلطانشاه از سپرده زندهء آن دو برادر سرپيچيده . پس سر هر دو برادر را بريد كه فرداى آن شب به جهت سپهسالار چين بفرستد . امّا مسلمانها سر برنيد را دزديده پنهان با تنش به خاك سپردند و سلطانشاه صندوقچه به جهت سر خوسجان ساخته ، سر وى را در صندوقچه به جهت فود فرستاد . او نيز سر را برداشته به جهت پادشاه چين فرستاده و با لشكر خود به طرف كاشغر مراجعت كرد .